السيد محمد حسين الطهراني

299

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

و هر زمان و در هر شريعتى اعتبار فرموده است . اين عمل بقدرى زشت است كه حتّى در حيوانات ديده نشده است صورت گيرد ؛ و حتّى ميمون از اين كار منكر گريزان است . حال بايد ديد : درجه و مرتبه قباحت و وقاحت اعيان لُرد مجلس انگلستان كه به نظريّه رئيسشان داروين خود را از نژاد ميمون ميدانند ، تا چه حدّ رسيده است كه علناً جواز اين فعل قوم لوط را كه در زشتى به پايه ايست كه هيچيك از جهانيان پيش از قوم لوط بدان دست نيازيده‌اند ، جائز و حلال شمرده و آراء ناپسند و مردود برْتْرانْد راسِل كه از مسيحيّت به لادينى افتاده است و فِرُويْد يهودى را بر تعاليم حضرت مسيح على نبيّنا و آله و عليه السّلام مقدّم داشته ، و اباحه آن را از مجلس گذرانده ، و در مجالس و محافل منكر و وقيح خود بدان اشتغال دارند . قَبَّحَهُمُ اللَهُ وَ ما عَمِلوا وَ ما اسْتَنّوا ، وَ لا يَزالُ بُنْيانُهُمُ الَّذى بَنَوْا قاطِعًا لِنَسْلِهِمْ إنْ شآءَ اللَهُ تَعالَى . در سنّت تكوين و فطرت ، هر گونه آميزش از غير طريق زناشوئى ممنوع است فطرت انسان مقتضى آميزش مرد است با زن كه بنابر سنّت الهيّه در وجودشان همچون كاه و كهربا ، و دو نوع الكتريسيته مثبت و منفى ، و دو كانون فعل و انفعال يكديگر را ميربايند و جذب ميكنند ؛ و با جرقّه خداوندى نطفه در رحم قرار ميگيرد ، و انسانى خليفة الله پا در عرصه ظهور ميگذارد . بگوئيد ببينيم : آميزش مرد با مرد ، و يا زن با زن ، مطابق كدام قريحه و سنّت و بر اساس كدام خاصيّت است ؟ جز آنكه همچون دو الكتريسيتهء مثبت و يا دو الكتريسيته منفى ، و دو نوع فاعليّت محض ، و دو نوع قابليّت محضه ، موجب دورى و فرار و گريز از هم شوند ؛ و ايجاد نفرت و ملالت و ضَجْرت كنند و مفاسد و مضارّ جنبى آن لا تُعَدّ و لا تُحْصَى شود ، چه اثرى عائد مىشود ؟ ! آية الله علّامهء طباطبائى قدَّس اللهُ نفسَه در مقاله ششم از « اصول فلسفه »